نامه یک هم میهن ایرانی به رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا آقای باراک اوباما

%d8%a7%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86

آقای رئیس جمهور درود بر شما و خسته نباشید!

شما هشت سال مقام مهم ریاست جمهوری بزرگترین و قدرتمندترین کشور دنیا را برعهده داشتید. اکنون که چند روز دیگر این مقام را واگذار میکنید اجازه میخواهم تا بعنوان یک ایرانی چند کلامی با شما سخن بگویم. از آنجائیکه مقام ریاست جمهوری آمریکا مقامی نیست که هرکس به آن دست یافت بتواند بمیل و خواسته خود حکومت کند بلکه باید رهروی خط مشی سیاسی از قبل تعیین شده ای باشد که منافع ملی آمریکا را حفظ میکند، شما هم دنباله روی سیاستهای قبلی ایالات متحده آمریکا بودید، که از زمان آقای جیمی کارتر ببعد در سرزمینتان ادامه یافته است.

سالهای طولانی بین میهن من ایران و کشور شما ایالات متحده آمریکا بهترین روابط بر پایه مودت و دوستی دوجانبه برقرار بود. روابطی که برای هردوکشور ما منافعی سرشار و برای صلح جهانی بویژه در منطقه خاورمیانه پیام آور صلح و دوستی مسالمت آمیز بوده است.

اکنون 37 سال از آن تاریخ میگذرد که با دخالت مستقیم سیاستمداران آمریکا و کمک و همراهی چند کشور اروپائی در نشستی در گوآدلوپ تصمیم به براندازی سامانه پادشاهی ایران گرفته شد.
تصمیمی که منجر به جانشینی مشتی مرتجع و افراطیون مذهبی در کشور من ایران گردید. رژیم اسلامی در ایران از همان آغاز تمامی آثار پیشرفت و ترقی را که از زمان پادشاهی رضاشاه کبیر آغاز و در زمان پادشاه آریامهر ایران محمدرضاشاه پهلوی تکامل یافته بود را بنام الله و با تکیه بر کتاب قرآن که در 1400 سال پیش نگاشته شده بود را با بیشرمی تمام در زیر پا له کرد.

یک نگاه به جامعه امروز ایرانیان مهاجر به آمریکا به آسانی نشان میدهد که چه در مقامات علمی دانشگاهها و چه در ناسا و دیگر سازمانهای کشور آمریکا ایرانی نژادها منشاء کارهای مهم مدیریت هستند. در زمانیکه هنوز در بیشتر کشورهای جهان منجمله در کشور سوئیس زنان از شرکت در انتخابات کشورشان محروم بودند در ایران و در اجرای انقلاب سفید شاه و ملت، زنان ایران به آزادیهای اجتماعی خود دست یافتند، کارگران در سود ویژه کارخانه ها سهیم شدند و دختران و پسران ایران در نقش سپاه دانش و سپاه ترویج و آبادانی برای باسواد کردن و پیشرفت روستائیان و سایر طبقات جامعه به روستاها و نقاط دوردست ایران اعزام گردیدند. تحصیلات برای نوباوگان ایران از کودکستان تا پایان دانشگاه رایگان گردید. ایرانیان نمیتوانند این پیشرفتهای اجتماعی را که در زیر سایه رهبری پادشاه ایران نصیبشان گردید را فراموش کنند.

اکنون که شما آخرین روزهای ریاست جمهوریتان را میگذرانید شاید زیاده خواهی نباشد که از شما بخواهم تا همچنانکه کاخ سفید و سایر امور را به جانشین خود که ملت آمریکا انتخاب خواهد کرد، میسپارید به این نکته هم اشاره کنید که ملت ایران همچون 37 سال گذشته چشمش به کشور و دولت ایالات متحده آمریکاست. نه، اشتباه نکنید، ملت ایران در انتظار دخالت نظامی یا غیرنظامی کشور شما نیست. ملت ایران مایل است تا خود به تنهائی به آزادی میهنش اقدام کرده و سرنوشت کشورش را بدست بگیرد. دخالت نظامی آمریکا یا هر کشور دیگر در ایران سرنوشتی بهتر از ملتهای عراق، افغانستان و سوریه و سایر کشورها را در ایران نخواهد داشت.

ملت ایران خواستار آنست تا هرگونه تعامل و حمایت و پشتیبانی از حکومت ملایان حاکم بر میهن ما ایران سریعا قطع گردیده و با یاری سازمان ملل متحد انجام یک همه پرسی در ایران میسر گردد.

هزاران سال است که در ایران جمله «خدا – شاه – میهن» خواستگاه ملت ایران بوده و هست. همانگونه که در کشور شما از آغاز تا کنون روش جمهوریت ادامه داشته در ایران هم حکومت از سامانه پادشاهی منشاء گرفته و میگیرد. به تجمع جوانان پرشور ایرانی در هفتم آبانماه امسال برمزار کوروش بزرگ بنگرید. در هیچ کجای دنیا رفتن به مزار درگذشتگان ممنوعیت نداشته و ندارد ولی حکومت واپسگرای حاکم بر ایران از چند روز پیشتر با ممنوع کردن تورهای گردشی که شامل بازدید از پاسارگاد و مزار استوره بزرگ تاریخ ایران کوروش بزرگ میبود را ممنوع اعلام کرد. طبق روال همیشگی حکام تازیمنش در ایران از همان لحظات آغازین حضور جوانان ایران در مراسم بزرگداشت کوروش کبیر اقدام به ضرب و شتم و دستگیری کورکورانه شرکت کنندگان نموده.

ما باید در چند روز آینده همچنان روال گذشته در انتظار محاکمه ظالمانه جوانان ایرانی که در یک حضور مسالمت آمیز بر مزار کوروش بزرگ گردآمده بودند باشیم. محاکماتی فرمایشی که منجر به آرای فرمایشی شلاق، شکنجه و زندان و یا حتی اعدام هم خواهد گردید.

من عاجزانه از شما میخواهم تا سفارشات لازم را در مورد ایران و ملت ایران به جانشینتان بکنید. یکبار دیگر میگویم که ملت ایران درخواست هیچگونه دخالت نظامی و سیاسی برای مداخله در امور ایران را نه از شما و نه از هیچ کشور و ابرقدرت دیگر دنیا را ندارد، تنها خواسته من بعنوان یک ایرانی که عاشق آزادی و سربلندی میهنش است اینست که هرگونه تعامل با این حکومت تروریست پرور و زورگو را فورا قطع کرده و دست حمایت خود را از پشتش بردارید تا ببینید که ملت ایران چگونه در کوتاهترین زمان این ضحاکان را سرنگون کرده و سرنوشت میهنش را خود بدست خواهد گرفت.

ملت ایران آگاه است که هنوز هم کشور ایالات متحده آمریکا با پابرجائی سیاست موسوم به «برشت» سامانه پادشاهی ایران را بشکلی ظالمانه ای از دخالت و نزدیکی با ملت ایران منع میکند و این معنائی جز دخالت مستقیم در امور داخلی کشور آزادی چون ایران را ندارد. این بی احترامی به خواستگاه ملتی با سابقه چندین هزارساله تاریخی است. چگونه است که با کوشش و همکاری شما تحریمهای متعددی را که در اثر کجرویهای رژیم اسلامی حاکم بر ایران برقرار کرده بودید را فسخ کردید ولی حصر سامانه پادشاهی ایران را همچنان پابرجا نگاه داشته اید؟
مگر در زمان برقراری سامانه پادشاهی ایران بهترین روابط مودت و دوستی بین دوکشور ایران و آمریکا برقرار نبود؟

مطمئن باشید که در فردای آزادی ایران و برقراری سامانه پادشاهی که خواست اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران میباشد، بازهم همان روابط دوستانه که حافظ منافع هردو کشور خواهد بود برقرار خواهد شد.

پوزش میخواهم که بخاطر عدم آزادی قلم و تفکر و اندیشه در میهنم ایران و همینطور عدم امنیت جانی هنوز هم اکثر ما ایرانیان مجبور به استفاده از نامهای اختصاری در نگارشهایمان هستیم ولی هرگاه اراده کنید نام و نشان اصلی نگارنده در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

با امید به فردای آزادی و بازگشت به دمکراسی در میهنم ایران.

A.H

از ایمیلهای رسیده 

نامه وزارت امور خارجه کشور شاهنشاهی ایران به سفارت شوروی درباره دخالت ارتش اشغالی شوروی در امور داخلی ایران ۲۶ آبان ۱۳۲۴ به شماره ۵۳۷۰

%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%b1%d8%a8%d8%a7

وزارت امور خارجه شاهنشاهی تعارفات خود را به سفارت کبرای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی اظهار داشته و پیرو یادداشت‌های عدیده و مذاکرات حضوری راجع به آزادی عمل ارتش و قوای تأمینیه ایران در استان‌های شمال کشور که عدم توافق نظر مقامات شوروی نسبت به آن سبب شده‌است که قوای مزبور نتواسته‌اند در یک مدت طولانی به کوچکترین عملی برای حفظ امنیت و استقرار نظم و جلوگیری از عناصر مفسده جو مبادرت نمایند با کمال احترام زحمت افزا می‌شود.

اطلاعاتی که از وزارت کشور و وزارت جنگ و وزارت دادگستری رسیده حاکی است:

۱- عده‌ای از رؤسای کرد مقیمین در استان ۴ و مهاباد به تحریک دستجات معدودی که که مقاصدی مخالف تمامیت خاک ایران در سر دارند به فعالیت هائی شروع نموده و به وسایل مختلف به تهیه اسلحه و مهمات می‌نمایند که خود را برای انجام منظور آماده سازند.

۲- رؤس اکراد مزبور برای پیشرفت مقاصد خود و ایجاد بی نظمی و فتنه انگیزی در صدد بر آمده از راه مطبوعات افکار کُردهای صلح جو را مشوّب نموده و دامنه اغتشاش در کردستان ایران توسعه دهند و برای این منظور یک دستگاه ماشین چاپ و مقادیر زیادی کاغذ روزنامه از خاک کشور؟؟؟؟ به دست آورده‌اند.

۳- چند نفر از رؤسای کُردهای مهاباد و ساکنین قسمت‌های باختری آذربایجان بدون رعایت مقررات گذرنامه و روادید برای پیشرفت عملیات خود به بادکوبه رفته و مراجعت نموده‌اند.

۴- ملا مصطفی بارزان که از خاک عراق با کسان خود فرار اختیار و به ایران آمده‌است در نقاط کردنشین ایران سکنی نموده و چون مسلح هستند ظن قوی می‌رود و دامنه بی نظمی را توسعه داده و با عناصر مفسده جو امنیت و انتظامات قسمت باختری استان ۴ و حدود مهاباد را مختل سازند.

۵- آمد و رفت عادی سکنه ایران از مرکز به شهرهای شمالی مورد بازرسی دقیق واقع شده و مأمورین شوروی بدون بازرسی فرد فرد مسافرین اجازه ورود مردم را به مناطق شمالی نمی‌دهند.

۶- حمل و نقل عادی ارزاق از استان‌های شمالی به نقاط مرکزی و جنوبی دچار وقفه شده از این وضعیت زندگانی اقتصادی مردم مختل و بهای ارزاقی که باید از استان‌های شمالی به نقاط دیگر کشور حمل شود رو به ترقی روزافزونی نهاده‌است بعلاوه رعایای استان‌های شمالی نیز شکایت می‌نمایند که اجناس آن‌ها بواسطه جلوگیری از حمل به نقاط دیگر زمین مانده و دچار عسرت و زحمت شده‌اند.

۷- حفظ امنیت و آسایش سکنه استان شمالی نظر به کافی نبودن قوای تأمینیه ایران و عدم موافقت مقامات نظامی شوروی با نقل و انتقال افراد ارتش و قوای تأمینیه ایران از نقطه‌ای به نقطه دیگر دچار اشکال شده به نحوی که یک ژاندارم نمی‌تواند بدون موافقت مقامات مربوطه شوروی از شهری به شهری منتقل شود و تشریفات تحصیل این موافقت هم بعضاً اصل موضوع را منفی می‌نماید.

۸- گردش کار ادارات ایران در استان‌های شمالی بواسطه نبودن استاندار و فرماندار و سایر رؤسای مستقیم در بعضی از نقاط مختل و متوقف گردیده چونکه برا رفتن به محل مأموریت و اجرای وظایف دچار اشکالات می‌شوند.

۹- در خط مرزی ایران و ترکیه که بایستی توسط ژاندارم‌های ایران پاسگاه لازم برقرار و رفت و آمدهای مرزی به منظور جلوگیری از سرقت اغنام و احشام تحت بازرسی قرار گرفته کلانتران مرز مسائل مرزی ایران و ترکیه را حر و تسویه نمایند، بواسطه نداشتن آزادی عمل همینطور موضوع معوق مانده و مراقبت مأمورین دولت از نواحی مزبور سلب شده‌است.

۱۰- تعقیب و محاکمه اشخاص در استان‌های شمالی نظر به مداخلات مقامات شوروی غالباً با مقررات و قوانین کشور وفق ننموده و این مداخلات مخالف استقلال قضائی ایران تلقی می‌شود چنانکه از طرفی در تبعید و مجازات اشخاصی که مقامات شوروی نظر خوشی به آن ندارند تسریع و از طرف دیگر نسبت به کسانی که مخل آرامش و موجد بی نظمی می‌شوند و باید از آنان جلوگیری بشود ممانعت می‌نمایند.

گذشته از مسائل مذکور بالا در نتیجه عدم آزادی عمل قوای تأمینه در استان‌های شمالی و این که در موقع ضروری و لازم میسر نشده‌است قوای امدادی از مرکز یا جاهای دیگر به محلی که بی نظمی می‌آید فرستاده شود.

گزارش‌هایی اخیراً از مقامات مربوطه دولت شاهنشاهی رسیده که شرح آن از اینقرار است:

الف- از میانه تلگرافی گزارش داده‌اند شب ۲۸/۸/۱۳۲۴ در نتیجه اقدامات دسته که به اسم دمکرات اجتماع نموده‌اند عده‌ای از اهالی قراء در ۱۲ کیلومتری میانه قریه ونیک تجمع بنا به گزارشی که رسیده و اظهارات مسافرین ۵۰ نفر از آنان که مسلح بوده‌اند جلوی دو کامیون را ساعت سه بعد از نصف شب گرفته یکنفر استوار دامپزشکی را پس از کتک زدن خلع سلاح نموده‌اند. غروب با اعلام انتشار آگهی میتینگ داده و گزارش رسیده روز ۲۴ و ۲۵ آبان؟؟؟؟؟ و ترکمان حاکی است عده‌ای از اهالی قراء منتسب به فرقه نامبرده مسلحانه حاضر شده‌اند مأمورین دولتی را خلع سلاح و در ضمن نسبت به تصرف ادارات اقدام نموده حتی در صدد اغتشاش و تحریکات دیگر هستند.

از هر آبادی ۲۰ نفر که خدمت نظام وظیفه کرده باشند اسم نویسی می‌نمایند و آن هائی که حاضر به شرکت در فرقه نیستند تهدید می‌کنند و بعد هم سلاح می‌دهند و بر طبق آخرین خبری که بعد از ظهر ۲۶ آبان ماه رسیده مسببین به همین دسته میانه را تصرف و تمام ژاندارم و پلیس راه آهن را خلع سلاح نموده ادارات دولتی را متصرف و مأمورین را توقیف نموده‌اند.

ب- در شهرستان‌های مراغه عده‌ای بوسیله کبیری مسلح شده‌اند در عجب شیر ژاندارم‌ها را متجاسرین محاصره پس از زد و خورد دستگیر و خلع سلاح و زندانی نموده‌اند.

در قلی کندی عده مسلح به ژاندارم‌ها که جهت تحقیق رفته‌اند تیراندازی، ژاندارم‌ها دو نفر مسلح و ۱۳ نفر غیر مسلح را دستگیر و به مراغه می‌آورند مقامات شوروی پس از اصرار زیاد به فرماندار باعث می‌شوند دستگیر شدگان به دستور فرماندار مرخص شوند. کبیری مشغول جمع آوری عده و مسلح نمودن آن‌ها برای حمله به مراغه‌است در سراب هم بین اعضای حزب نامبرده اسلحه تقسیم می‌شود.

افراد مسلح به عنوان میتینگ می‌خواهند به سراب رفته ادارات را اِشغال نمایند در قریه اولیک بین ترکمان و میانه عده مسلح سیم تلگراف را قطع و اتومبیل‌ها را کاوش و یک نفر استوار را که به مرخصی می رفته شدیداً کتک زده‌اند و سیمبانی که برای درست کردن سیم رفته مورد تهاجم عده مسلح قرار گرفته فرار نموده‌است.

ج- از تبریز اطلاع می‌دهند مأمورین شوروی از پاسبانانی که برای مراقبت ساختمان زندان می‌روند جلوگیری می‌نمایند در صورتی که حزب نامبرده بالا آزادانه مشغول اقدام است عده‌ای را مسلح کرده به بی نظمی تحریک می‌کنند مأمورین دولتی را هم از اقدامات متقابله مانع می‌شوند در مذاکراتی هم که با مقامات شوروی برای جلوگیری از این اقدامات می‌شود نتیجه مثبتی بدست نمی‌آید. در شهرهای خوی، ماکو و رضائیه نیز حال بدین منوال است. بنا بمرتب مسطوره که حتی در اخبارهای جهانی منعکس شده‌است و باعث نگرانی دولت شاهنشاهی گردیده و به وزارتخانه‌ای مزبور دستور صادر شده‌است که در اسرع وقت استاندار و فرماندار و سایر مأمورینی که لازم می دانند به پست‌هایی که چندی است به علل مذکور بلامتصدی مانده اعزام و قوای تأمینیه و ارتش را در حدود احتیاجات که برای حفظ امنیت و استقرار نظم در استان‌های مزبور ضرورت دارد تکمیل نماید لذا وزارت امور خارجه شاهنشاهی باستظهار این که دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی با امضای پیمان سه گانه تعهد نموده‌است تمامیت خاک ایران را محترم بدارد و نسبت به ادارات و قوای تأمینیه ایران و زندگانی اقتصادی کشور مزاحمتی ننماید در این موقع که اوضاع احوال در استان‌های شمالی کشور ایران طوری است که هر گاه توجه عاجلی در جلوگیری از بی نظمی‌ها بوسیله اعزام قوای تأمینیه کشور به آن نقطه نشود ممکن است مفاسدی پیش آید که البته مخالف میل دولتین است و چون دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی همواره در تحسین روابط خود با ایران ساعی و مقید بوده و هست و دولت شاهنشاهی نیز به حسن نیت دولت همجوار متفق و دوست خود معتقد و مستظهر است از سفارت کبرای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی خواهشمند است دستورهای لازمه فوری به مقامات نظامی شوروی صادر فرمایند که با آزادی عمل ارتش و قوای تأمینیه ایران در استان‌های شمال موافقت نموده و توافق نظر خود را زودتر اعلام دارند و قطعاً از نتیجه اقدامات حسنه که در این باره مبذول خواهند داشت وزارت امور خارجه را مستحضر فرمایند تا به اقداماتی که برای حفظ آرامش و جلوگیری از توسعه بی نظمی‌های لازم است مبادرت شود هرگاه دولت شاهنشاهی نتواند به جلوگیری از پیش آمدهای نامطلوب مزبور به علت نداشتن آزادی عمل ارتش و قوای تأمینیه ایران موفق گردد بدیهی است آثار ناشیه از آن را حقا می‌توانند متوجه مأمورین نظامی شوروی بدهند. در خاتمه باستحضار می رساند که فعلاً دولت شاهنشاهی برای جلوگیری از توسعه عملیات متجاسرین که نتوانند با دستجات مأمورین تأمینیه مواجه و قسمت‌های کوچک را منفرداً خلع سلاح کنند تصمیم گرفته دو گردان پیاده و یک دسته تانک سبک و یک گروهان ژاندارم با لوازم و مهمات از تهران، قزوین و زنجان به سمت میانه و تبریز اعزام نماید که قوای تأمینیه استان‌های ۳ و ۴ تقویت شوند. بطوری که آقای وزیر جنگ با آقای وابسته نظامی سفارت کبرای در این خصوص مذاکره نموده‌اند خواهشمند است هرچه زودتر مراتب را به مقامات مربوطه شوروی آگهی دهند که از مطلب قبلاً استحضار داشته باشند.

تهران به تاریخ بیست و ششم آبان ماه ۱۳۲۴

نقل از سایت مشروطه 

نامه شاهزاده رضاپهلوی به آقای دونالد ترامپ .

%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%a7

جناب دونالد ترامپ
رییس جمهور منتخب ایالات متحده آمریکا

انتخاب جنابعالی به عنوان چهل و پنجمین رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا را به شما تبریک می گویم و برایتان در سمت ریاست جمهوری برای تحقق صلح، شادمانی و رفاه برای مردم آمریکا آرزوی موفقیت دارم.
ازاین فرصت استفاده می کنم تا توجه شما را به مسائلی که اهمیت حیاتی و مهم برای آینده ملت ایران و ارتباط آنها با جهان آزاد و به ویژه ایالات متحده آمریکا دارد را جلب کنم.

امروز مردم ایران، خاورمیانه و جهان آزاد با خطراتی که اسلام رادیکال به همراه خود دارد مواجه هستند. پدیده ای که پیامد اندیشه خمیسنیم که با انقلاب اسلامی وی در سال ۱۳۵۷ در ایران به وجود آمد. از همان روزهای نخست استقرار در ایران، رهبران جمهوری اسلامی روش های خود را برای صدور ایدئولوژی اسلام سیاسی خمینی به دیگر نقاط جهان بکار گرفتند. ایدئولوژی واپسگرایی که چون سرطان در دیگر نقاط جهان: از خاورمیانه تا آسیا،‌ آفریقا وحتی تا اروپا و آمریکا ریشه دوانیده است.
رهبران جمهوری اسلامی و سرسپردگانشان از روش های خشونت آمیز چون ترور، کشتار کنشگران سیاسی، اعدام های دسته جمعی، جنایت علیه بشریت، تروریسم سایبری، جنگ های نیابتی، گروگان گیری، پول شویی و همچنین قاچاق مواد مخدر و اسلحه برای پیشبرد اهداف خود استفاده کردند که پیامد آن بی ثباتی و درگیری و جنگ در سطح جهانی بوده است.

پانزده ماه پیش، شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد، پشتیبانی مشروط خود را رسما از برجام برای جلوگیری از وقوع جنگ و جلوگیری از دستیابی حکومت اسلامی ایران به سلاح هسته ای اعلام کرد. با این حال، در همان زمان هشدار دادیم باور به اینکه با سیاست تعامل بتوان رفتار جمهوری اسلامی را تعدیل کرد تنها یک توهم و خیالی باطل است. مگر اینکه مفاد این توافق نامه بطور آشکار و قوی جمهوری اسلامی را در مقابل میل به افزایش سرکوب داخلی و توسعه سیاست های هژمونی و سلطه طلبانه خارجی محدود نماید.

به همین دلیل ما خواهان بکارگیری تدابیر امنیتی برای آزاد شدن میلیاردها دلار پس از لغو سری تحریم ها شدیم تا نهادهای مربوطه اطمینان حاصل کنند که جمهوری اسلامی از این پول ها همچنان برای سرکوب مردم ایران و گسترش تروریسم، ایجاد و بسط جنگ های نیابتی در منطقه هزینه نمی کند.

جناب رییس جمهور منتخب،

اکثریت به قریب مردم ایران خواهان همکاری با جهان آزاد و مشارکت در ارزش های جهانی همانا انسان گرایی و دمکراسی هستند. مبارزات روزانه زنان در برابر ساختار قانونی این حکومت که زن را شهروند درجه دوم می شناسد، نمونه ای بارز از انگیزه ملت ایران برای آزادی است. مردم ایران همچنان مبارزه خود را برای دستیابی به برابری با وجود سرکوب های وحشیانه حکومتی ادامه می دهند.

مبارزه ما نه با دین است و نه نبرد تمدن ها است. مبارزه ما در برابر ضد ارزش های اسلامی رادیکال و واپسگرایانه است. در هر شرایطی، برای اعمال تغییرات بنیادین در حکومت ایران، راه حل نه مواجهه نظامی و جنگ با ایران و نه حفظ وضع موجود است. تنها راهکار بنیادین برای برون رفت از بن بست کنونی برای شکست اسلام سیاسی، به رسمیت شناختن اراده ملی مردم ایران و پشتیبانی از خواست و شوق آنها برای دستیابی به دمکراسی است، که در نهایت فقط، و یکبار برای همیشه با گفتمان رسمی و راستین با نیروهای سکولار-دمکراتیک ایرانی است.

این نکته بسیار مهم و حائز اهمیت را می بایست دریابیم که تنها راهکار کارساز برای هرگونه تغییر سیاسی در ایران، فرایندی است که می بایست تنها به دست مردم ایران صورت پذیرد. پشتیبانی های سیاسی و مینوی جهان آزاد از ملت ایران می تواند سهم بزرگ، مثبت و موثری در گذار به دور از خشونت به یک حکومت و دولت سکولار-دمکرات از طریق برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران باشد.

شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد امیدوار است دولت شما آرمان های ملت ایران را در خط مشی سیاست خارجه خود در نظر بگیرد و همچنین با نیروهای سکولار-دمکرات ایرانی گفتگو داشته باشد، از مبارزات مدنی هم میهنانم برای دستیابی به صلح، آزادی و دمکراسی پشتیبانی کند.
رضا پهلوی

ریاست شورای ملی ایـــران

گرامیداشت سالگرد 21 آذر .

%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%b1%d8%a8%d8%a7

علیرغم مصوبات کنوانسیون ژنو، مبنی بر عدم تعرض به کشورهائی که در دوران جنگ اعلان بیطرفی نموده اند در سحرگاه سوم شهریور ماه 1320 خورشیدی (برابر با 5 آگوست1941) کشور عزیزمان ایران ، مورد حمله ناجوانمردانه نیروهای انگلیسی از سوی جنوب و نیروهای اتحاد دجماهیر شوروی سوسیالیستی از سوی شمال قرار گرفت که به اشغال کامل ایران انجامید.

پس از شکست آلمان و متحدانش در جنگ ،انگلیسی‌ها نیروهای نظامی‌خود را از ایران خارج نمودند،اما استالین طبق یک نقشه دقیق و از قبل طراحی شده قصد جداسازی شمال غربی ایران را در سر داشت . لذا به میرزا جعفر باقراف ،صدر وزرای جمهوری شوروی آذربایجان ، دستور مستقیم می‌دهد تا نقشه ای را جهت جداسازی آذربایجان از پیکر ایران تهیه کنند و نیروهای شوروی نیز آنان را حمایت نمایند.

در ایران, میرجعفر جوادزاده خلخالی ، معروف به سید جعفر پیشه وری, که قبلا به وزارت امور خارجه جمهوریسوسیالیستی گیلان رسیده بود، در دوره 14 مجلس شورای ملی از طرف تبریز بعنوان نماینده اول به مجلس معرفی می‌شود ، اما نمایندگان ملی و محافظه کار و حتی برخی از نمایندگان توده ای با او به مخالفت می‌پردازند و علیرغم حمایت‌های بیدریغ دکتر محمد مصدق از پیشه وری ، اعتبار نامه او مورد تصویب نمایندگان مجلس قرار نمی‌گیرد. پیشه وری در صحن مجلس با عصبانیت میگوید: “من از پنجره بیرون رفتم ولی از در باز میگردم”.

پیشه وری پس از تماس با جعفر باقراف و اطمینان از حمایت او و استالین، حزب دمکرات آذربایجان را با هدف جدانمودن آذربایجان از ایران در تاریخ 12 شهریور 1324 مطابق با 6 ژوئیه 1945 تاسیس نمود و با کمک نیروها ی اشغالگر روس ” آذربایجان میللی حکومتی” را بوجود می‌آورد.

متن تلگراف پیشه وری و سایر سران فرقه دمکرات آذربایجان به میرجعفر باقراف ، دبیر اول حزب کمونیست جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان که در روزنامه آذربایجان ارگان فرقه دمکرات آمده چنین است:
” پدر عزیز و مهربان میرجعفر باقراف ، خلق آذربایجان جنوبی که جزء لاینفک آذربایجان شمالی است مانند همه خلق‌های جهان ، چشم امید خود را به خلق بزرگ شوروی و دولت آن دوخته است .”

ایران اشغال شده و جنگ زده که نیروهای نظامی‌اش در هنگام اشغال قوای روس و انگلیس نابود شده و توان دفاع از خویش را ندارد، در مقابل این حرکت ننگین به جوش و خروش در میاید. مردم در سراسر کشور دست به اجتماعات میهن پرستانه میزنند و خواهان خروج نیروهای شوروی و آزادسازی اذربایجان میشوند. ایلات و عشایر ایران در کنار مردم اعلان همبستگی نموده و شوری یکپارچه کشور را فرا میگیرد.

شاه جوان که کشورش را در معرض سقوط می‌بیند ،سعی می‌کند با آگاه نمودن جامعه جهانی و کشورهای پیروز در جنگ آنان را از طریق دیپلماتیک با موقعیت خطیر ایران آشنا نماید و صریحا” اعلام می‌کند:
” اگر دست مرا قطع کنند سند تجزیه آذربایجان را امضاء نخواهم کرد”

سخنان میهن پرستانه و پرشور شاه به شور و هیجان عمومی‌می‌افزاید ،ازسوی دیگراقدامات و رایزنی‌های مدبرانه نخست وزیر ایران قوام السلطنه وتهدید نظامی‌شوروی از سوی غرب نیز به کمک ایران می‌آید بطوری که سرانجام نیروهای نظامی‌شوروی آذربایجان را تخلیه میکنند و در 21 آذرماه 1325 خورشیدی (1946میلادی) نیروهای ایران به فرماندهی افسر شجاع و میهن پرست ایرانی سپهبد حاج علی رزم آرا وارد تبریز شده و با پیشروی آنان ، پیشه وری و دارو دسته او به آنسوی مرز می‌گریزند و بدین ترتیب عمر کوتاه و سراسر ضد ملی فرقه دمکرات آذربایجان به پایان میرسد.
در 21 آذر شکوه همبستگی ملی ایرانیان یک بار دیگر نمودار گشت و آذربایجان قلب تپنده ایران در آغوش پرمهر مادر باقی ماند و ملت قهرمان ایران به جهانیان نشان داد که کهن دیارش را می‌پرستد و برای نگهداری از آن آماده هرگونه جانبازی است . توطئه گران داخلی و حامیان جهانی آنان که رویای جداسازی را در سر می‌پرورانند باید بدانند وآگاه باشند که ملت قهرمان ایران هرگونه حرکت ضد ملی را زیر نظر داشته وبا یاوه گویان و بیگانه پرستان همان شیوه ای را در پیش خواهند گرفت که در 21 آذر سرافرازانه به نمایش گذاشتند.
با درود به همه قهرمانان ملی ایران و همه آزاد مردانی که در نجات آذربایجان و بازگشتش به آغوش مام میهن جانفشانی نمودند .
دکتر سعید احمدی

سرزمین من , سرودی کوروشی، پیش کش به کوروشیان / مازیار قویدل

%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4

سر زمين من، نازنين من
سر زمين مهـر، آفرين من
فرت فره ی ايزدی
نامت نامه ی بخـــردی
جامت، جامه ی عاشقان است
دور از چشم اهريمنان
مانی خرم و جاودان
از تو شور و شادی روان است
سر زمين من، نازنين من
سر زمين مهـر، آفرين من

ز کورش ات روشنا همه جهان
شد از خرد آشکار همه نهان
چو سر زد از کوی تو روشنی
بهينــه شـد پهنــه ی آسمان

به هر کجا مهـر تو شده روان
ز مهـر تو پير دل شده جوان
شده جوان يک جهان جان ما
به هر کجا مهر تو شده روان
ز مهر تو پير دل شده جوان
شده جوان يک جهان جان ما
شده جوان يک جهان جان ما

تـرانه های جـوی تو
شکفتـه در سبـوی تو
ز هـر کرانه تا کران
خوشا که توسن خـرد
تو را به هر کجا برد
روان به فـر هـر زبان

گر اهـرمن با تو کرد نگه افسونگری
رها کنی بند و تا به بـن خـود بنگری
فروع و خورشيدی و به همه پرتو آوری
فروع و خورشيدی و چو سه پرتو آوری

گر اهـرمن با تو کرد نگه افسونگری
رها کنی بند و تا به بـن خـود بنگری
فروع و خورشيدی و به همه پرتو آوری
فروع و خورشيدی و به همه پرتو آوری(فروغ خورشيدی و چو شه پرتو آوری).

چو سر زند باز از کوی تو
تــرانه ی روشـن خـوی تو
ز جوشش ات شورش اهـرمن
به ذره ای بر نتابد به تن

شکوه تو گوهـر سروری
دوباره سر دهد که شور گستری
شکوه تو گوهـر سروری
دوباره سر دهد به داد گستری

جـان جـوانی، بهــرم تـوانی، فـرخنـده جـانی، آسـوده مـانی بـر آسمان
اِی جـــاودانی؛ ای يــادگـــارِ فــرکيـــانی، پاينـــده مانــی تــا جـــاودان

ترانه های جوی تو
شکفته در سبوی تو
ز هر کرانه تا کران
خوشا که توسن خرد
تو را به هر کجا برد
روان به فـر هر زبان

اميــد مـن ميهنــم
سـرود جان و تنم
چو آرش ات جان خود
به پای تو افکنــم

مازيار قويدل
سوئد، شهريورماه 3745 زرتشتی
2566 شاهنشاهی
2007 ترسايی
1386 اسلامی

سعید های محبوب رهبر جمهوری اسلامی

سعيد طوسی معلم و قاری  قران بارگاه رهبر رژیم که به 19 نوجوان تجاوز کرده .

%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%b5%d9%88%d8%b3%db%8c

%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%b7%d9%88%d8%b3%db%8c

سعيد مرتضوي دستور شکنجه و تجاوز و قتل جوانان در کهريزک و زهرا کاظمی را داد

%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%b6%d9%88%db%8c

سعيد عسگر تروريستی که سعيد حجاريان را ترور کرد 

%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af%d8%b9%d8%b3%da%af%d8%b1

سعيد امامی رهبر قتل های زنجيره ای

%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c

سعيد حنایی قاتل زن هاي خيابانی مشهد

%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af%d8%ad%d9%86%d8%a7%d8%a6%db%8c

تا دیروز مردم میگفتن در مملکت عجب بخور بخوریه در اما از امروز میگویند عجب بک….. بک……….نیه.

سعید بعدی کیست ؟

 

مهستی گنجه ئی سالار زن شاعر پارسی

مستی .گنجه11
مقاله‌ای از جنبش رنسانس ایرانی:
زادگاه مهستی شهر گنجه بوده‌است و همدوره با غزنویان بود. رشید یاسمی معتقد بود که «مهستی» متشکل از دو کلمه «مَه» به معنی بزرگ و «سَتی» به معنی خانم بوده و جمعاً این کلمه به معنی «خانم‌بزرگ» است.
در چهار سالگی پدرش او را به مکتب‌خانه فرستاد و چون استعدادی سرشار داشت در ده‌سالگی با ادب زن دانشمند بیرون آمد. او چنگ و عود و تار را به زیبایی می‌نواخت. شهرت او بیشتر به خاطر رباعیاتش است. وی در سروده‌هایش زنی فتنه‌گر و زیبا بوده‌است که عشاق فراوانی داشته، از جمله امیر احمد تاج‌الدین بن خطیب که فرزند خطیب گنجه بوده و عاقبت به عقد او در می‌آید. ابن خطیب مانند همسرش طبع شعر داشته و رباعیاتی نیز از او باقی مانده‌است. از زندگی مهستی آگاهی چندانی در دست نیست، و آنچه هست اقوال تذکره‌نویسانی چون دولتشاه سمرقندی، امین احمد رازی و آذر بیگدلی است که همه نقل از یکدیگر، و آمیخته به افسانه‌نگاری و داستان‌های ساختگی است.
دیوان اشعار او نیز به جا نمانده و رباعی‌هایی به نام او در نزهةالمجالس (تألیف در قرن هفتم)، مونس‌الاحرار (تألیف در قرن هشتم) و مجموعه‌ها و تذکره‌ها به دست آمده‌است.
علی‌رغم اینکه در هیچ‌یک از منابع کهن، زمان مشخص و دقیقی از ولادت و مرگ مهستی به دست داده نشده، با این همه برخی از معاصران، ولادت وی را ۴۹۰ و مرگش را ۵۷۷ ه. ق. ذکر کرده‌اند.
البته قدیم ترین ماخذی که از زمان حیات وی خبر داده، کتاب تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی است که به سال ۷۳۰ هجری قمری تالیف شده‌است. در این کتاب (صفحه ۷۱۸) ذیل (ابن خطیب گنجه) که شوهر مهستی است می‌خوانیم: «ابن خطیب گنجه: و هو، تاج‌الدین احمد، معاصر سلطان محمود غزنوی بود. اشعار خوب دارد؛ به ویژه مناظرات او با منکوحه‌اش مهستی شیرین باشد.»
کتابی ظاهراً از قرن هفتم شامل مناظرات مهستی با امیراحمد و رباعی‌هایی که خطاب به هم سروده‌اند (مشتمل بر ۱۸۵ رباعی از زبان پورخطیب و حدود ۱۱۰ رباعی از زبان مهستی) در دست است (نسخه‌های کتابخانه سنایی سابق و ملی تبریز). احمد سهیلی خوانساری آن را کتاب قصه‌ای مجعول و حاوی اشعار سست و ناخوش می‌داند. بر اساس ترانه‌های موجود در همین کتاب، فریتز مایر شرق‌شناس آلمانی کتابی به نام «مهستی زیبا» فراهم آورده‌است (چاپ آلمان: ۱۹۶۳). طاهری شهاب در «دیوان مهستی» (تهران: ۱۳۳۶) و احمد سهیلی خوانساری در «رباعیات مهستی دبیر» (تهران: ۱۳۷۱) رباعی‌های مهستی را گردآوری کرده‌اند. در نزهةالمجالس (تألیف در قرن هفتم) ۶۱ رباعی به نام مهستی آمده که کهن‌ترین و موثق‌ترین مجموعه ترانه‌های مهستی است.
امروزه از مهستی، دیوانی بر جای نمانده‌است؛ دیوانی از وی تا اوایل قرن دهم در هرات بر جای بوده که در حمله عبیدالله خان ازبک به هرات از بین رفته‌است و تنها اشعاری پراکنده از او در کتاب‌های قدیم باقی مانده‌است.
مهستی به علت ابتکاری که در انتخاب موضوع ترانه‌های خود و وصف صاحبان پیشه‌های گوناگون و سرگرمی‌های مختلف مردم روزگار خود به کار برده، پیشرو نوع خاصی از شعر شناخته می‌شود که بعدها در عصر صفوی رواج بیشتر یافته و شهرآشوب نام گرفته‌است.
اشعار او بیان عشق و شیدایی، شوخ‌طبعی و رعنایی، صداقت و زیبایی است و سرشار از نشاط و به دور از غم و اندوه است.
برخی تذکره‌نویسان و تاریخ‌پردازان بر اثر ناآشنایی با شهرآشوب، اشعار مهستی را نتوانسته‌اند بفهمند و با تصوراتی نادرست، او را لاابالی دانسته و در خلال سخن وی را نکوهیده‌اند؛ حال آنکه مهستی با امکانات زبانی و شوق سرشاری که در اختیار دارد، صاحبان حِرِف و صناعت عصر خویش را زیبارویانی دل‌فریب می‌نمایاند و بدین طریق امکانی پدید می‌آورد تا آیندگان را از پیشه‌وران عصرش آگاهی‌ای حاصل آید.
ما را به دَمِ پیر نگه نتوان داشت در حُجره دلگیر نگه نتوان داشت
آن را که سَرِ زلف چو زنجیر بُوَد در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت .

خداوند سخن و ستایش خرد در شاهنامـــه

فردوسی1

ستايش خرد

کنون ای خردمند وصف خرد

بدين جايگه گفتن اندرخورد

کنون تا چه داری بيار از خرد

که گوش نيوشنده زو برخورد

خرد بهتر از هر چه ايزد بداد

ستايش خرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشای

خرد دست گيرد به هر دو سرای

ازو شادمانی وزويت غميست

وزويت فزونی وزويت کميست

خرد تيره و مرد روشن روان

نباشد همی شادمان يک زمان

چه گفت آن خردمند مرد خرد

که دانا ز گفتار از برخورد

کسی کو خرد را ندارد ز پيش

دلش گردد از کرده ی خويش ريش

هشيوار ديوانه خواند ورا

همان خويش بيگانه داند ورا

ازويی به هر دو سرای ارجمند

گسسته خرد پای دارد ببند

خرد چشم جانست چون بنگری

تو بی چشم شادان جهان نسپری

نخست آفرينش خرد را شناس

نگهبان جانست و آن سه پاس

سه پاس تو چشم است وگوش و زبان

کزين سه رسد نيک و بد ب یگمان

خرد را و جان را که يارد ستود

و گر من ستايم که يارد شنود

حکيما چو کس نيست گفتن چه سود

ازين پس بگو کافرينش چه بود

تويی کرده ی کردگار جهان

ببينی همی آشکار و نهان

به گفتار دانندگان راه جوی

به گيتی بپوی و به هر کس بگوی

ز هر دانشی چون سخن بشنوی

از آموختن يک زمان نغنوی

چو ديدار يابی به شاخ سخن

بدانی که دانش نيابد به من

دو تصویــر متفاوت از استادیومهای ورزشی قبل و بعد از انقلاب اسلامی 57

استادیوم2

تماشاگــران استادیوم ورزشــی قبل از انقلاب اسلامـــی .

تماشاگران استادیوم ورزشی قبل از انقلاب اسلامی11

 

 

استاد شهریار و خداوند سخن فردوسی توســــی

فردوسی..

فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد
در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد
گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد
فلک این شیرگیر اهو ،شکار گرگ و تازی کرد
وطن‌خواهی در ايران‌ خانمان‌ بردوش‌ شد چندی
بجز در سينه‌ها آتشكده ‌خاموش‌ شد چندی
بدان‌ با جان‌ پاك‌ موبدان ‌ آزارهـــــــــــــا كردند
سر گردن ‌فــــــرازان‌ را فراز دارها كــــــــــردند
كه‌ تا احرار در كار آمدند و كارها كردند
به‌ شمشیر و قلم با دشمنان‌ پيكارها كردند
نخستين‌ فتح‌ و فيروزی نصيب‌ آل‌ سامان‌ شد
بدور آل‌ سامان‌ كار اين‌ كشور به‌ سامان‌ شد
گه ان شد که ایرانی سبک خواند گران جانی
به‌ياد آرد زبان‌ و رسم‌ و آيين‌ نياكانی
دگر ره‌ مادر ايران‌ ز نسل‌ پاك‌ ايرانی
مثال‌ رودكی زاييد و اسماعيل‌ سامانی
پديد آمد يكی فرزند فردوسی توسی نام
سترون‌ از نظير آوردن‌ وی مادر ايام
‌چو ديد آميخته‌ خون عجم با لوث‌ اهریمن
به‌جای خوی افرشته‌ عيان‌ آيين‌ اهريمن
‌نژادی خواست‌ نوسازد ز بيم‌ انحطاط‌ ايمن‌
سلحشور و هنرآموز و پاك‌ آيين‌ و رويين‌تن
‌پی افكند از سخن‌ كاخی ز قصر آسمان‌ برتر
در آن‌ جام‌ جم‌ و آيينه‌ی دارا و اسكندر
به‌گاه‌ نيش‌، كلك‌ آتش‌ آلودش‌ همه‌ خنجر
به‌گاه‌ نوش‌، نظم‌ شهد آميزش‌ همه‌ شكر
چو از شهنامه‌،فردوسی چو رعدی درخروش‌ آمد
به‌ تن‌ ايرانيان‌ را خون ملیت به‌جوش‌ آمد
زبان پارسی گويا شد و تازی خموش‌ آمد
ز كنج‌ خلوت‌ دل‌ اهرمن‌ رفت‌ و سروش‌ آمد
به‌ ميدان‌ دليری تاختی بوالفارسی كردی
كسی با بیكسان‌ در روزگار ناكسی كردی
چه‌ زحمت‌ها به‌ جان‌ هموار در آن‌ سال‌ سی كردی
به‌ قول‌ خويشتن‌ زنده‌ عجم‌ زان‌ پارسی كردی
عجم‌ تا زنده‌ باشد نام‌ تو ورد زبان‌ دارد
به‌ جان‌ منت‌پذير توست‌ این جان‌ تا كه‌ جان‌ دارد
«شهریار»

« Older entries