مهر باطل خامنه ای بر برجام و بازگشت مجدد محاصره اقتصادی رژیم

امیدمهر

دکتر امید مهر

یک روز پس از صدور حکم حکومتی خامنه ای به مجلس مبنی بر عدم تصویب لایحه مقابله با پولشوئی و تامین مالی تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی،قانونگذاران آمریکا در سنا و کنگره،خواستار بازگرداندن محدودیت های گروه ویژه اقدام مالی در اجلاس آتی این گروه ،علیه رژیم و در نتیجه بازگشت به محدودیت های سابق در دوران قبل از برجام و مانع دسترسی رژیم به سیستم مالی بین المللی شدند.
توضیح :
1- معنی حکم حکومتی خامنه ای: رژیم میخواهد برخلاف قوانین بین المللی به شستن پولهای کثیف و آلوده به قاچاق و فساد ،فروش غیر قانونی اسلحه به تروریست ها و راهزنان بین المللی (بوکو حرام تا راهزنان سومالیایی ،مافیای مواد مخدر در آسیا تا آمریکای لاتین و غیره..) و استفاده ازین پولها در شبکه های بانکی منطقه ای یا بین المللی یا حمل و نقل این پولها اعم از طلا و دلار و.و با کامیون و..(همچون 17 میلیارد دلاری که زمان احمدی نژاد در ترکیه توسط دولت ترکیه کشف و مصادره شد و.و)ادامه دهد.
2– مهمترین علت خوردن جام زهر اتمی از سوی خامنه ای عدم دسترسی رژیم به سیستم مالی بین المللی بود.که با این اقدام خامنه ای و بازگشت مجدد به دوران قبل از برجام،رژیم بار دیگر در محاصره اقتصادی بین المللی و در نتیجه ورشکستگی پولی و مالی قرار می گیرد.
3- خامنه ای با این دستور عملا مهر باطل شد بر برجام زده ،ازین پس هر نوع پولشوئی و تامین مالی تروریسم و استفاده ازسلاحهای کشتار جمعی در هلال شیعه از یمن تا سوریه و.. باسم وی تمام شده و زمینه را بطور قانونی جهت تحت تعقیب قرارگرفتن شخص وی ،از سوی دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایت علیه بشریت، فراهم میسازد.
4- این حکم حکومتی باعث نزدیکی دیدگاههای اروپائیان به دیدگاه کاخ سفید علیه رژیم گردیده ،با یک کاسه شدن فکر و اقدام مشترک علیه رژیم،زمینه فروپاشی نهایی اش را فراهم میسازد.

Advertisements

خمینی کیست – بخشی از کارنامه روح الله خمینی، مذاکرات پشت پرده

خمینی 88

نوفل لوشاتو برای خمینی محل مطلوبی برای بند‌ و بستهای پشت پرده بود. در همین‌جا بود که او پیامهای اطمینان‌بخش خود را به‌گوش سران قدرتهای بزرگ غرب که در گوادلوپ گرد آمده بودند، رساند و شرطهای آمریکا را از زبان نمایندگان اعزامی جیمی کارتر شنید.

پیامهای مزبور به‌وسیله قطب‌زاده به رئیس‌جمهور فرانسه و از طریق او به‌سران آمریکا و انگلیس و آلمان رسید. ابراهیم یزدی که در آن روزها از نزدیکترین همراهان خمینی بود، در کتابی دراین‌باره می‌نویسد: «یک هفته قبل از کنفرانس (گوادلوپ) وزارت‌خارجه فرانسه با صادق قطب‌زاده تماس می‌گیرد.

فرانسویها از قطب‌زاده خواستند برای آنها روشن کند که در صورت پیروزی خمینی، چه نوع سیاستهایی از جانب ایشان اتخاذ خواهد شد؟ … قطب‌زاده در زمان بسیار کوتاه و با سرعت بی‌سابقه‌یی تحلیلی تهیه و برای وزارت امور خارجه فرانسه فرستاد.

کمی بعد از سفر رئیس‌جمهور فرانسه به‌ گوادلوپ… خمینی از قطب‌زاده می‌خواهد تحقیق کند آیا رئیس‌جمهور فرانسه مسأله ایران را در کنفرانس مطرح خواهد کرد و آیا تحلیل قطب‌زاده به‌رئیس‌جمهور داده شده است؟ در ظرف چند ساعت، قطب‌زاده تماس گرفت و به‌او پاسخ داده شد که: «بله، رئیس‌جمهور مسأله ایران را در کنفرانس مطرح خواهد کرد و او تحلیل قطب‌زاده را دیده است… تحلیل قطب‌زاده به‌قدری رئیس‌جمهور را تحت تأثیر قرار داده است که ژیسکاردستن به‌ کارتر توصیه خواهد کرد که با دولت احتمالی جدید تهران، که ریاست معنوی آن… با خمینی خواهد بود، وارد مذاکره شود»

روز ۱۴دیماه ۱۳۵۷ زمامداران ۴کشور عمده غرب، یعنی آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان در جزیره‌یی به‌نام گوادلوپ در دریای کارائیب اجلاسی به‌منظور تعیین سیاست خود در قبال وضعیت بحرانی ایران تشکیل دادند. نتیجه اساسی این کنفرانس، دستیابی ۴کشور یاد‌شده به‌ توافق بر سر باز کردن راه خمینی بود.

در فردای کنفرانس گوادلوپ، یعنی ۱۸دیماه ۵۷، ۲نفر که نمایندگان رسمی رئیس‌جمهور فرانسه بودند، در نوفل‌لوشاتو با خمینی ملاقات کردند و گفتند که حامل پیامی از جانب کارتر هستند.

درباره این ملاقات وزیر خارجه پیشین خمینی می‌نویسد: «این اولین باری بود که نمایندگان رسمی شخص رئیس‌جمهور به دیدار امام می‌آمدند و روشن بود که باید مسأله مهمی مطرح باشد… در این ملاقات… بعد از تعارفات معمولی، یکی از آنها، شروع به صحبت کرد و گفت «هدف از دیدار پیغامی است که برای آیت‌الله دارند.‌ این پیغام از طرف پرزیدنت کارتر برای امام می‌باشد. وی در مکالمه از پرزیدنت ژیسکاردستن درخواست نموده است که این پیغام را به شما برسانیم. … به نظر پرزیدنت کارتر، احتراز از هر گونه انفجاری در ایران به نفع همه خواهد بود. خروج «شاه» قطعی است و در آینده نزدیکی رخ خواهد داد. به نظر کارتر مناسب خواهد بود که وضعیت را تماماً زیر کنترل خود بگیرید تا آرامش باشد.

آنچه لازم است بگویم این است که بدانید که خطر دخالت ارتش هست و وقوع این خطر اوضاع را بدتر خواهد کرد. پرزیدنت کارتر آرزو دارد که این پیغام کاملاً مخفی و محرمانه بماند.‌

یک وسیله ارتباطی مستقیم با آیت‌الله باید فراهم گردد تا مرتب در جریان حوادث گذاشته شوید.‌ این به نفع کشور شما و خصوصاً آیت‌الله می‌باشد».

پس از سخنان فرستادگان جیمی کارتر، خمینی ازجمله می‌گوید «آقای کارتر اگر حسن‌نیت پیدا کرده‌اند و می‌خواهند آرامش باشد و خونها ریخته نشوند، خوبست که «شاه» را ببرند و دولت (‌بختیار) راهم پشتیبانی نکنند».

چنین برمی‌آید که مسلماً بر سر این مسائل گفتگو و توافق شده است.

روی کار آمدن خمینی از نظر سولیوان سفیر آمریکا در تهران بیشتر به‌سود آمریکا ارزیابی شد. سولیوان در گزارش خود تأکید می‌کند که ثبات ایران تاکنون بر‌ دو پایه سلطنت و مذهب استوار بوده است.

در ۱۵سال گذشته استحکام پایه سلطنت، ایران را بر سرپا نگاهداشته و اکنون که پایه سلطنت سست شده، ناچار باید این ثبات با تحکیم پایه مذهب تأمین گردد.

در تاریخ ۲۷دی ۵۷ یعنی یک روز پس از خروج «شاه» از تهران، بهشتی از تهران با خمینی تماس گرفت و ادامه ملاقات و گفتگوهای پنهانی با فرماندهان ارتش «شاه» را امر مفیدی توصیف کرد. بهشتی گفته بود: «آن را به‌طور قطع مفید و عدم تماس را مضر می‌دانم». در همین تماس خمینی نیز تأکید کرده بود که «تماس بگیرید، دلگرم کنید، اطمینان بدهید که حال ارتشی‌ها خیلی خوب خواهد شد»

بعد از ملاقات خمینی در تاریخ ۱۸دیماه ۵۷، با حاملان پیام جیمی کارتر و گرفتن اجازه و تسهیلات لازم را برای پرواز به تهران، ژنرال هایزر که در آن ایام در حال پیش‌بردن مأموریت ویژه‌یی در تهران بود، تلاش داشت از بروز عکس‌العمل در ارتش ایران جلوگیری کند و در برآوردن این نیاز نقش کلیدی داشت هایزر نه فقط سران ارتش را متقاعد ساخت، بلکه اقدامهای آنها را برای ایجاد تسهیلات ضروری فرود هواپیمای حامل خمینی در فرودگاه مهرآباد، تدابیر امنیتی و نظامی و حتی نقل و انتقال خمینی در سطح تهران هدایت کرد.

ارتشبد قره‌باغی در کتاب خود از مجموعه مشاهدات و تحولات چنین نتیجه می‌گیرد که:

«ورود آقای خمینی به ایران آن‌هم با تشریفات مخصوص و مراسم فوق‌العاده از طرف دولت… در حقیقت در اجرای دستور خارجیها و بر طبق برنامه حساب‌شده برای تغییر رژیم و به قدرت رسیدن مخالفان تنظیم گردیده بود…»

پرواز خمینی به‌تهران با تسهیلات ویژه آمریکا، فرانسه و ارتش «شاه»:

هنگامی که خمینی به تهران پرواز می‌کرد، ۱۶روز از رفتن «شاه» گذشته بود.‌ اما هنوز مهار اوضاع در دست ارتش «شاه» بود. بنابراین ورود خمینی به تهران به جلب موافقت سران ارتش احتیاج داشت. ژنرال هایزر که در آن ایام در حال پیش‌بردن مأموریت ویژه‌‌ای در تهران بود، در برآوردن این نیاز نقش کلیدی داشت. البته بختیار آخرین نخست‌وزیر «شاه» نیز به نوبه خود در خنثی کردن مخالفت امرای ارتش تلاش کرد.

سولیوان، سفیر آمریکا در تهران، در کتابش، یکسان بودن نتایج گفتگوهای پاریس را با «نتایجی که در تهران به‌دست آورده بود» مورد تأکید قرارمی‌دهد. بر همین اساس وی «پیش‌بینی» می‌کند که «نخستین دولت بعد از انقلاب، به‌ریاست مهدی بازرگان» تشکیل خواهد شد.

فایده بازرگان برای خمینی، ارتباط و تفاهم با بختیار و سران ارتش «شاه» و مستشاران آمریکایی آنها بود و توافق اساسی بر این محور دور می‌زد که ساختار بوروکراسی دولتی و ارتش «شاه» دست‌نخورده باقی بماند و از وقوع قیام مردم جلوگیری شود.

بحث فروپاشی و تصمیم مهم از سوی رژیم در پشت صحنه / دکتر امیدمهر

 

شیرازه امور از دستشان در رفته،مرتب جلسه پشت جلسه ،در پشت درهای بسته دارند.از خیزش ملی دیماه و مطالبات سیاسی،اجتماعی،محیط زیستی،حقوق بشری در
 پی آن که هنوز و هر روز ادامه دارد.ترسیده اند.وحشت شان از رفراندوم گونه بودن شعارهای مردم در دیماه از دعوت به بازگشت شاهزاده،تا شعارهایی است.که همه روزه شنیده میشود.از جمله:دشمن ما همین جاست.این دعوت و این شعار،کمر رژیم را شکسته است.از همه مهم تر و بالاتر،بیانیه ها و پیام های اخیر شاهزاده است.که همزمان با تداوم مبارزات درون کشور،ساختار شکن تر و در قالب یک رهبری بی رقیب و بلا منازع و ملی جلوه گر و مردم را برای خلاصی از وضع موجود،بشدت منسجم متحد وامیدوارو فعال نموده است.پیشنهاد هذیان گونه استقلال قم و تبدیل آن به واتیکان،توسط یکی از ملاها،از جمله یکی از هزاران دلشوره ای است.که در پشت صحنه بیان و روزانه تکرار و یک هزارم آن افشاء میشود.تعدادی حب جیم خورده و در حال فرارند.علت اصلی بحران ارزی و رسیدن ارزش پول ملی کشور تقریبا به هیچ،بخاطر هجوم غیر مترقبه ملا زاده های وحشت زده و ترس از آخر و عاقبت جنایاتی است که مرتکب شده اند.بوده است.همه چیزشان تبدیل به روز مرّه گی شده،شکرگزار زنده بودن امروزشان با ترس از فردایشان هستند.بطوریکه در رابطه با حفظ برجام ،پیشنهادات طلایی از جمله خروج از یمن و… به آمریکایی ها داده اند.اتفاقا همین ضعف و پریشانی و شوریدگی و ترس و دلهره در سر تا پای رژیم،باعث شده،در محافل غرب،در مقابل دعوت به مماشات عده ایی بسیار اندک از اروپایی ها (سه کشور) اکثریتی به رهبری آمریکا،در فکرزدن آخرین ضربه بر پیکر منحوس رژیم باشند.بگفته یکی از ملاهای راس هرم قدرت،ایام انتظارآلوده به دلهره ،ترس اش از مرگ هم بیشتر است.همه در ایران میدانند که لحظه موعود فرا رسیده،آتش زیر خاکستر بزودی شعله ور و این بساط ضد همه چیز خوب را بهم میزند.

دکتر علی اکبر امید مهر

نگذاریم بیش از این ایران را ویران کنند!

سد سیوند

نگذاریم بی خردی بیش از این ایران را ویران کند!

بیست و نهم فروردین (هجدهم آوریل) سالروز آبگیری سد سیوند بود. بدون تردید ساختن هیچ سد، و کلاً ساختن هیچ بنایی در ایران امروز، به اندازه ی ساختن سد سیوند با اعتراض هایی مدنی، و سر و صدایی جهانی، همراه نبوده است.

از اوایل سال 1384 که «کمیته بین المللی نجات پاسارگاد» خبر آبگیری سد سیوند و احتمال خطر ویرانی آرامگاه کوروش بزرگ را (که به تازگی به عنوان مکانی مقدس در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت شده بود) در آمریکا اعلام کرد، تا وقتی که جمهوری اسلامی با لجبازی بی خردانه ای فرمان آبگیری آن را صادر نمود ، دو سال طول کشید.

در این مدت حدود دویست هزار امضا خطاب به مردمان جهان و سازمان یونسکو جمع آوری شد، ده ها تظاهرات مدنی در داخل و خارج ایران به راه افتاد، و مهمترین شخصیت های فرهنگی و اجتماعی و ده ها کارشناس محیط زیست و تاریخدان و باستان شناس سرشناس در ارتباط با خطرات مختلف آن گفتند و نوشتند. مهمتر از همه همراهی و همکاری گسترده ی رسانه های فارسی زبان خارج کشور، و برخی از نشریات بین المللی سبب شد که مساله سد سیوند و نجات پاسارگاد به درخشان ترین «جنبش فرهنگی» دوران معاصر ایران تبدیل شود.

در نهایت، جمهوری اسلامی، که به رسم همیشگی خود در مقابل هر خواست حقوق بشری ایستادگی می کند، سد سیوند را آبگیری کرد و تنگ بلاغی و بخش هایی از راه شاهی و آثار ارزشمندی از دوران هخامنشی را به زیر آب برد، اما به ناچار و با فشار یونسکو که نگران رطوبت زدگی آرامگاه کوروش بزرگ شده بود،بی سر و صدا آبگیری ارتفاع درياچه ی پشت سد را در چندین متر پایین تر از مقداری که در نظر گرفته بود متوقف کرد.

با این همه دو سال تلاش و پیگیری مردمان فرهنگ دوست ایران و جهان چند دستاورد مهم و مثبت هم داشت:

– آرامگاه کوروش بزرگ، یعنی آرامگاه مهمترین شخصیت سیاسی و حقوق بشری ایران، که در عین حال به عنوان یک اثر کم نظیر میراث فرهنگی جهانی شناخته شده، از رطوبت زدگیِ ویرانگرانه نجات پیدا کرد. (حتی حکومت ناچار شد با وسایلی اندک رطوبت ناشی از آبگیری را از اطراف و بدنه بنا خشک کند.)

– برای اولین بار پس از گذشت 25 سال از انقلاب اسلامی، مردمان ایران به شکلی گسترده متوجه اهمیت و ارزش میراث تاریخی و فرهنگی غیر مذهبی خود که به طور جدی مورد تجاوز یک حکومت ایدئولوژیک قرار گرفته بود شدند.

– برای اولین بار مردمان متوجه سد سازی های بی رویه ای شدند که از ده سال پس از انقلاب با سرعتی سهمگین میراث طبیعی و محیط زیست ایران را در خطر جدی قرار می داد. و حکومت آن ها را، به عنوان یک افتخار، مدام به رخ مردمان می کشید.

در جریان تلاش هایی که برای نجات آرامگاه کوروش بزرگ می شد، کارشناسان پشتیبان بنیاد میراث پاسارگاد در ایران، با روش هایی علمی و مستند توضیح می دادند که آبگیری سد سیوند، و اصولا سدسازی های بی رویه ای که به سرعت و بدون هیچ پشتوانه عملی در همه جای خاک ایران به راه افتاده، نتیجه ای برای کشاورزی ایران ندارد، بلکه تالاب ها و رودخانه و دریاچه های ایران را نابود خواهد کرد. و از آنجایی که امکان انتشار گفته هایشان در ایران نبود، بنياد ميرات پاسارگاد با همکاری رسانه های مختلف فارسی زبان، اين گزارش ها و خبرها را به شکلی گسترده منتشر می کرد و، در مقابل، کار مسئولین و وابستگان جمهوری اسلامی فقط انکار بود و با دروغ و تهدید و اتهام زنی سعی در خاموش کردن صدای معترضین داشتند.

تنها یک سال پس از آبگیری بی خردانه ی سد سیوند روشن شد که گفته های کارشناسان درست بوده است: تالاب زیبای بختگان که قرن ها عمر داشت ، و رودخانه های اطراف سد خشک شده ، و تمام مناطق کشاورزی اطراف نابود شدند، و اکنون در بستر درياچه ی خشکِ سدی که به خاطرش میلیون ها از جیب مردمان خرج شد، صرفاً محوطه های بزرگی از تاریخ و تمدن ایرانزمین نابود شده، هزاران درخت و رود و تالاب و دریاچه سوخته است.

و سد سیوند به مرور از آب تهی می شد تا جایی که اکنون قطره ای آب هم در آن نیست و تنها یادگاری شده از یک بی خردی بزرگ.

در همان روزهایی که کارشناسان التماس می کردند که این آبگیری انجام نشود، و دولت وقت می گفت «ما میلیون ها خرج این سد کرده ایم»، صاحب اين قلم، برای نجات پاسارگاد و بازگشت هزينه های ساختن سد سيوند چنين پیشنهاد کرد:
«الف: ساختن سد سيوند در همين مرحله که هست متوقف شده و پول ديگری برای تکميل آن خرج نشود،
«ب: به طور رسمی اعلام شود که هيچ گاه از آن به عنوان سد استفاده نخواهد شد،
«پ: بر پيشانی آن و به همه ی زبان های دنيا نوشته شود: «اين سد نيمه تمام ماند تا آثار فرهنگی، ملی و بشری پاسارگاد محفوظ بماند».
«ت: و آنگاه، از همين فردا، سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری اين سد نيمه تمام را برای تماشای مردمان بگذارد و برای بازديد اين اثر ِ (که از لحظه توقف ارزشی تاريخی خواهد يافت)، مثل آثار باستانی ديگر که در موزه ها هست، بليت بفروشد.
«مطمئن هستم که تا پاسارگاد هست، و ايران هست (که آرزوی همه ی ما جاودانگی آن است)، هر توريستی که از آن محل می گذرد با عشق به ديدار اين سد نيمه تمام خواهد رفت. به خصوص آن هايي که به عشق ديدار آثار باستانی تخت جمشيد و پاسارگاد از سراسر جهان به آنجا می روند به راحتی حاضرند برای تماشای سدی که به پاس احترام به ارزش های معنوی بشری ناتمام مانده است چند دلاری خرج کنند.»

اما جمهوری اسلامی نه تنها درسی از این بی خردی نگرفت، بلکه در طی این 11سال نیز تا می توانست سد ساخت و نه تنها ثروت های ملی ایران، بلکه منابع طبیعی، و آثار تاریخی و تمدنی ما را یکی پس از دیگری نابود کرد.

بر اساس فهرست منتشر شده از جانب شرکت مدیریت منابع آب ایران، ما تا قبل از انقلاب اسلامی کمتر از 30 سد داشتیم {که همه حساب شده و دقیق کار خودشان را کرده اند و سبب ویرانی هیچ کجایی هم نشده اند} و از ده سال پس از انقلاب حدود 647 سد بزرگ و کوچک ساخته شده اند، آن هم به بهای خراب شدن بخش هایی از میراث فرهنگی و تاریخی ایرانزمین و نابودی ده ها رود و دریاچه (گاه به عظمت درياچه ی ارومیه و رود کارون). و اکنون هم بیشتر اين سدها غیرقابل استفاده شده اند.

این نکات را دیگر فقط کارشناسان مستقل نمی گویند بلکه خود حکومتی ها یکی پس از دیگری اعتراف می کنند که بر سر ایران و ایرانی چه آورده اند:

– آقای کلانتری، که از ابتدای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تا سال سوم دولت اول محمد خاتمی وزیر کشاورزی بود و اکنون معاون حسن روحانی و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، می گوید : « هر بلایی که بر سر حوزه محیط زیست آمده طی چهار دهه گذشته بوده است. پیش از این مدت، بسیاری از شاخص‌های محیط زیستی کشور، مثل آب، در جایگاه مناسبی قرار داشت». او همچنین گفته است که «سدسازی ها ایران را به ورشکستگی آبی کشانده، و دیگر حتی یک تالاب و دریاچه زنده در کشور وجود ندارد.»

– چیت چیان، وزیر نیروی دولت یازدهم (که سی سال است در سمت های مختلفی شاهد و ناظر این بی خردی ها بوده)، تازه اعلام می کند که: «ظرفیت سدسازی در ایران به حد اشباع رسیده. ظرفیت ذخیرگاه سدهای ایران یک و نیم برابر میزان آب‌های جاری است و بهتر است چنین پروژه‌هایی حتا اگر اجرای آن آغاز شده باشد متوقف ‌شود».

– رضا راعیی، مدیرکل دفتر مطالعات منابع آب ایران، اعلام می کند که: «پنجاد در صد مخازن سدهای کشور خالی ست».

اما فکر نکنید این حرف ها به معنی خردمند شدن این مسئولین است، نه! درد این جاست که همین حکومت، همین دولت، و همین مسئولین هم اکنون با افتخار می گویند: «683 سد دیگر را هم در مرحله اجرا و ساختن دارند!» و اين یعنی ویران سازی ایران همچنان ادامه دارد.

16 آوریل 2018 شکوه میرزادگی

 

تلاش رژیم ملایان برای تغییر نام «سیزده بدر»

سیزدهبدر1.jpg2

بنیاد میراث پاسارگاد:
«سیزده به در» اولین روز گرامیداشت طبیعت در ایران باستانی ما و جهان است. اما متاسفانه جمهوری اسلامی و یا برخی از کسانی که جشن های ملی ما را برنمی تابند، نام «سیزده به در» را حذف کرده و نام «روز طبیعت» را برای این روز به کار می برند

ما دوستداران فرهنگ ایرانزمین نام سیزده به در را از کنار «روز طبیعت» برنمی داریم. «سیزده به در» سیزده به در است

این نوع حذف کردن ها از آغاز انقلاب شروع شد: هر چه را توانستند ممنوع و حذف کردند، و هر چه را زورشان نرسید نامش را عوض کردند.

چهارشنبه سوری، نوروز، سیزده به در، تیرگان، مهرگان، یلدا، سده، اسپندمزدگان و…و… جشن های ملی و فرهنگی ایرانیان اند. این جشن ها به اراده ی مردمان ساخته شده و برکنار از تبعیض های جنسی، فرهنگی و مذهبی رشد کرده و با همه ی سختی هایی که از سوی متعصبین مذهبی بر آن ها روا داشته شده، همچنان سرفراز و نیرومند ایستاده اند.

اکنون ما موظف هستیم این میراث های زیبا و انسانمدار را همانگونه که به ما سپرده شده، سلامت و سرفراز به آیندگان بسپاریم.

 

دو پیام نوروزی و یک بیانه سرنوشت ساز و ساختار شکن که ورق را بر میگرداند/ دکتر امید مهر

امیدمهر  از دکتر امید مهر

دو پیام نوروزی و یک بیانه و اقدام مهمی ،که سرنوشت ساز و ساختار شکن بوده و ورق را بر میگرداند.این روزها…
به غیراز پیام نوروزی پرزیدنت ترامپ که شاهکاری بیسابقه از حمایت قاطع ابرقدرت دنیا، از مردم تحت ستم ایران بود.دو پیام و یک بیانیه و اقدام مهم هم بود:
1- مایک پنس معاون ریس حمهور آمریکا:اروپا بین ما و برجام یکی را انتخاب کند.خطاب به مردم ایران: روزی که از دست این رژیم شیطانی آزاد شوید،نزدیک بوده و در آن هنگام دوستی دو ملت ایران و آمریکا بار دیگر شکوفا میگردد.
2-پیام نوروزی جان سالیوان قائم مقام وزارتخارجه آمریکا:سال جدید برای مردم ایران موجب آزادی ،صلح و کامیابی میشود.من در سال گذشته تحت تاثیرمردم ایران قرار گرفتم.که صدای شان را با اعتراض برای دستیابی به آزادی، کرامت انسانی و احترام به حقوق بشر،به گوش همه رساندند.
3- بیانیه 197 نماینده پارلمان اروپا: نمی توان به دلیل ملاحظات سیاسی تجاری با توافق هسته ای، حقوق بشر و حقوق زنان در ایران را نادیده گرفت.این نمایندگان از سرکوب ماههای اخیر ابراز نگرانی کرده و خواستار اقدام اتحادیه اروپا و کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل شدند.
توضیح:
1-نقش معاون ریس جمهور آمریکا گرچه تشریفاتی است.اما وی ریاست رسمی مجلس سنای آمریکا و اداره کننده جلسات رسمی سنا را هم عهده دار است.گرچه نمی تواند دررای گیری شرکت کند.اما اگر آرا بطور مساوی (عمدتا میان نمایندگان جمهوریخواه و دموکرات) تقسیم شود.وی با رای خود می تواند تصویب لایحه مورد نظر را رقم بزند.و بعلت عضویت در ستاد اجرایی ریس جمهور(شامل ده شورا و دفتر) و نقشی که به عنوان یکی از اعضای اصلی شورای امنیت ملی (شامل ریس جمهور،معاون ریس جمهور،وزیر خارجه و وزیر دفاع) دارد .نوعی حالت هماهنگ کننده امور در وظایف وی نهفته است.که می تواند در اتخاذ تصمیمات مهم به نفع مردم ایران نقش اساسی ایفا نماید.
2- با پیام جان سالیوان ،وزارتخارجه آمریکا،از عناصر اصلاح طلب رژیم خلع ید شد.در مجموع با پیام های ریس جمهور،معاون وی و سرپرست وزارتخارجه (تا رای کنگره به انتصاب مایک پمپئو) VOA نیز تا حدودی از عناصر نفوذی خلع ید گردیده و تداوم این خلع ید ها بزودی به رادیو فردا نیزمیرسد.
3-در هر اقدام مهمی در پارلمان اروپا، معمولا حدود یک سوم نمایندگان (همانند آنچه که در مورد طالبان افغانستان بعد از 11 سپتامبر و عراق زمان صدام و لیبی زمان قذافی رخ داد ) با صدور بیانیه یا بیانیه هایی،تصویب یک اقدام مهم در آینده را با اکثریت آرا ،مهیا می کنند.
4-اقدام مهم: نهایی شدن پروسه اتحاد آمریکا،اسرائیل،عربستان، در راستای مقابله با رژیم ج.ا .که در پی دیدار اخیر ولیعهدعربستان با پرزیدنت ترامپ با پشتوانه 600 میلیارد دلار،رقم خورد .

برگفته از صفحه فیسبوک شخصی نویسنده

 

 

خلاصه گزارش تبادل اطلاعات به مقامات آمریکایی واتحادیه اروپا / دکتر امید مهر

امیدمهردر تکمیل گزارش قبلی: دوستان درین دیدار و گفتگوها،متوجه یک مطلب مهمی شده اند. دفترچه راهنمایی برای دولتمردان مهم آمریکا،تهیه و تدوین شده،که بر سه بخش1- تاکتیک و استراتژی بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم2-از جنگ سرد تا فروپاشی شوروی3-بعد از این فروپاشی تا کنون و زمان حاضر است.در مورد ایران در دو بخش خلاصه ای از آغاز تاریخ و تمدن ایران تا انقلاب 57 و از آن به بعد به عنوان نقشه راه دولتمردان تدوین شده که مهمترین مسائل آن شامل بکار گیری جهان اسلام،در فروپاشی شوروی و استفاده از انقلاب شیعه محوری در ایران،برای ایجاد یک محمور قدرتمند در مقابل جهان سنّی و تشدید رقابت های این دو،جهت حصول به منافع مهم و و محوری بطور مشترک با متحدین اروپایی بوده است.همین مسئله باعث انصراف دادن پرزیدنت بوش پسر،بعد از مطالعه مجدد این گزارش مادر و مهم،در حمله به رژیم،به عنوان مرکز دو محور شرارت در شرق و غرب ایران گردید.
افشای برنامه پنهان تولید بمب اتمی رژیم و تحقق استراتژی رژیم در ایجاد هلال شیعه در منطقه و زایش داعش و حضور تروریست های آن در قلب اروپا نقطه عطفی بود که میبایستی در سیاست کلان مزبور تغییراتی انجام می گرفت.
حضور پرزیدنت ترامپ نقطه آغاز تغییر این استراتژی دائمی-محوری از جنگ دوم تا کنون بود.وی همه سنت ها را شکست.نخواست تصمیم گذشتگان خارج از محدوده قانون اساسی،نقطه محوری تصمیمات وی باشد.وی در سفر به ریاض اتمام حجت مرگ یا زندگی به ریاض داده و سنگ بنای تغییرات مهم در آن و سایر نقاط منطقه را با مهارت تمام گذاشت.در بیانیه اش در مجمع عمومی سرنوشت رژیم تهران را رقم زد.همانطور که هم اکنون از دکترین پرزیدنت ریگان به نیکی یاد میشود.آیندگان نیز از نقشه راه پرزیدنت ترامپ به عنوان یک انقلاب استراتژیک نام خواهند برد.اگر در تیم وی گاها بر خلاف حرفها و تصامیم گذشته مطالبی شنیده میشود. فشارهای لابی قدرت در نهادهای آمریکاست که مفاد کتابچه مزبور را در نهان باین افراد و بطور مرتب خاطر نشان میگردند.
در ظاهر صحنه چنین بنظر میرسد:
– مافیای سنتی قدرت سیاسی،مالی ،رسانه ای و حتی فرهنگی و مذهبی و جنسیتی،کماکان با استفاده از همه ترفند های مهم به شرارت های خود علیه ترامپ ادامه میدهند.آما آنچه در عمل رخ خواهد داد این است:
-ترامپ هوشمندانه بعنوان یک بازیگر ماهری که همه چیز را از دید قوانین اقتصادی و تجارت آزاد جهت ایجاد محیطی صلح آمیز توائم با رفاه و آسایش و آرامش و دوستی در روابط بین الملل که لازمه این تجارت است. می بیند.در نتیجه با اراده ای پولادین ،تمام نخاله های این هدف را پس می زند. با مهارت هایی که تاکنون علیرغم همه فشار ها نشان داد.سرانجام همه آنها را، به گل می نشاند.
-متحدین وی اسرائیل و اعراب منطقه و اتحادیه اروپا و دوستان سنتی آمریکا در جهان اند.جهت جلب نظر اتحادیه اروپا که به مافیای قدرت سنتی وفادار بودند.اقداماتی انجام داده که آخرین آن تدوین استراتژس جدید مبنی بر مهار روسیه و چین می باشد. در مورد رژیم،اروپا بتدریج این استراتژی را باور داشته ،خود را همسو با آن نموده آنرا خواهد پذیرفت واجرا خواهد کرد.
– در مورد کشور ما،پرزیدنت ترامپ بارها مردم (با فرهنگی غنی و تاریخ مدون و متمدن ایران)را متحد طبیعی و واقعی خود نام برده است.این حرف را معاون وی و تقریبا همه دولتمردان وی بطور مرتب یادآور میشوند.این اولین بار طی این چهار دهه است .که بزرگترین قدرت دنیا علیه رژیم حاکم بطور در بست و صدی صد از مردم ایران پشتیبانی می کند.این پشتیبانی توام با دورانی شده که رژیم در بدترین شرایط زیست خود بسر میبرد.این امر نقطه عطفی است.که سرنوشت ایران و ایرانی را رقم خواهد زد.مردم ایران قدر این موقعیت را دانسته به پا بر خاسته و در حال رقم زدن سرنوشت خویش است.

بازگشت سیستم پادشاهی مشروطه به ایران، کاملاً امکان‌پذیر است

شاهنشاه

 نشریه‌ی تحلیلی دیپلمات، روز شنبه ۲۳ دی‌ماه، با مروری بر حوادث روزهای گذشته‌ی ایران، می‌نویسد: «بازگشت یک سیستم پادشاهی مشروطه به ایران، کاملاً امکان‌پذیر است».

در این مقاله آمده است:

در تجمعات اعتراضی هفته‌ی گذشته در ایران که اکنون آرام گرفته است، ایرانیان ضمن اعتراض به شرایط اقتصادی کشور، دخالت‌های حکومت خود در غزه، لبنان، سوریه و یمن را هم زیر سؤال بردند.

نکته‌ی جالب‌تر از همه در این اعتراضات، آن بود که با این‌که اکثر جوانان معترض، از طبقات زحمتکش و محافظه‌کار مذهبی بودند، اما آن‌ها خواهان استقرار یک نظام جمهوری سکولار یا پادشاهی لیبرال مشروطه شده‌اند.

بسیاری، در شعارهای اعتراضی خود، از رضاشاه، بنیان‌گذار سلسله‌ی پادشاهی پهلوی، به نیکی یاد می‌کردند و شعار «رضاشاه، روحت شاد» می‌دادند. برخی نیز فریاد می‌زدند: «ایران که شاه نداره، حساب‌کتاب نداره» و به این اشاره می‌کردند که آشوب و فساد و دزدی در ایران،بیداد می‌کند.

برخلاف روند دویست‌سال گذشته، بازگشت پادشاهی مشروطه به ایران، امری کاملاً امکان‌پذیر است؛ زیرا این نماد ملی، می‌تواند مانند پرچمی عمل کند که زیر آن، بسیاری از ایرانیان مخالف رژیم حاکم در داخل و خارج کشور و اقشار روستایی، متحد شوند.

اگرچه بخشی از این، احساس نوستالژی بازگشت به گذشته است و کمونیست‌ها، لیبرال‌ها و روحانیان بودند که برای سقوط سلطنت با یکدیگر متحد شدند، اما در تاریخ ایران، سلطنت و پادشاهی مشروطه، گزینه‌ای درمقابل حکومت روحانیان است که بدون آن‌که جنبه‌ی تقدس داشته باشد، نظامی لیبرال و ناسیونالیستی خواهد بود.

همه‌ی «جمهوری»های اطراف ایران، دیکتاتوری‌هایی هستند که در آن‌ها، دموکراسی‌های دروغین حاکم است. اما دو کشور پادشاهی اردن و مراکش، دارای سیستم‌های پارلمانی لیبرال و سلطنت مشروطه‌اند که در آن‌ها، مجلس و نخست‌وزیران، در مقابل نماد پادشاه، توازن ایجاد می‌کنند.

در ذهن ایرانیان نسل گذشته و حال، هیچ خاطره‌ای جز دوران پادشاهی پهلوی و جمهوری اسلامی وجود ندارد. سازمان‌های مخالف کنونی، مانند مجاهدین خلق و حزب توده، از هواداران محدودی برخوردارند و نیروهای سکولار و لیبرال داخل کشور، هیچ برنامه یا درک مشخصی از چگونگی رسیدن به سیستم پارلمانی سکولار ندارند.

پادشاهی در ایران، امری تازه متولدشده نیست و به روزگار کوروش کبیر بازمی‌گردد. میراث فرهنگی و تاریخی ایران، فرای آمدن اسلام به این کشور است. ایرانیان می‌توانند در اذهان خود، به این مقایسه‌ی تاریخی برسند که حکومت پهلوی‌‌ها، جایگاه این کشور را در پیشرفت اجتماعی و فرهنگی، آزادی‌های فردی، رشد اقتصادی، سوادآموزی و آموزش‌وپرورش، در صحنه‌ی بین‌المللی و قدرت منطقه‌ای و اتحاد ملی، به درجه‌ای بالا رسانده بود.

رضاشاهی که امروز نام او را در کشور فریاد می‌زنند، در سیاه‌ترین دوران تاریخ ایران، آن را نجات داد و از بازی‌های روزگار، این‌ است که همان روحانیانی که از او پشتیبانی کردند، فرزندش را سرنگون کردند. میراث پهلوی‌ها برای ملت ایران، مدرنیسم، سکولاریسم و ناسیونالیسم بوده است.

شاید امروز، نوگرایان، سکولارها و ملی‌گرایان ایرانی در داخل و خارج کشور که از ستم و عقب‌ماندگی حکومت روحانیان خسته شده‌اند، بتوانند زمینه‌های بازگشت پادشاهی مشروطه و سعادت مردم میهنشان را فراهم کنند.

آنچه که در مورد رژیم در بروکسل و اخطار اخیر چهار ماهه ترامپ گذشت:

امیدمهر

دکتر علی اکبر امیدمهر

هفتم ژانویه اتحادیه اروپا،ظریف را برای گفتگو در مورد اعتراضات اخیر(قیام ملی) به بروکسل احضار نمود.در پی اعتراض ظریف باین نوع دعوت و عنوان آن،لحن اروپا به دعوت برای اجلاس آینده برجام در بروکسل تبدیل شد.وی دو روز بعد برای کسب تکلیف از ارباب عازم مسکو گردید.درین فاصله خبر گفتگوی تلفنی مکرون با ترامپ در مورد برجام و اقدامات بی ثبات کننده رژیم در منطقه و مسئله نقض حقوق بشر در روزهای اخیر به آنتن ها رفت.سرانجام بعد از دیدار ظریف از اروپا و اجلاس این اتحادیه اعلام شد.اروپا مصمم به حفظ برجام است.روز بعد(جمعه)ترامپ اعلام نمود.تعلیق تحریم های هسته ای را ،تمدید می کند.به اروپا چهار ماه مهلت داد برجام را اصلاح کنند.وی افزود: هر کس به هر دلیلی با ما همکاری نکند.طرف آمال هسته ای رژیم را گرفته و علیه مردم ایران و ملت های صلح دوست جهان ایستاده است.ترامپ قبل از صدور این بیانیه گفتگوی تلفنی با همتای فرانسوی خود داشته که نشان میداد .ترامپ بنا به دعوت مکرون علیرغم میل خود این تمدید را پذیرفته است.اما نتیجه این اصرار این بود که همزمان اعلام شد.پانزده تن از ناقضین حقوق بشر و در راس ان ریس قوه قضائیه منصوب شده رهبر،باضافه مسئولین ادامه برنامه های موشکی و دخالت کنندگان در منطقه در لیست تحریم های جدید آمریکا قرار گرفته اند.
و اما نقش ریس جمهور فرانسه درین ماجرا:
وی در اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد بعد از کسب موافقت ترامپ ،از روحانی خواست با ترامپ گفتگو کند.که وی نپذیرفت.تا آن روز مکرون در کنار سایر رهبران اتحادیه اروپا از برجام و رژیم جانبداری می نمود.اما این کار روحانی ،نقطه عطفی بود در رفتار مکرون که بعد از دیدار و گفتگوهای تلفنی با ملک سلمان پادشاه سعودی و حریری نخست وزیر لبنان،از مواضع آنها علیه رژیم،جانبداری نموده دخالت رژیم در منطقه و تداوم برنامه های موشکی رژیم را محکوم نمود.این بار مکرون از ظریف خواسته بود.،نصایح ترامپ را بطور حد اقلی بپذیرد.اما ظریف،بلافاصله پس از آخرین اخطار ترامپ.،اعلام نمود.برجام قابل مذاکره نیست.که به این ترتیب آب سردی بر دستان مکرون که نقش محلل را ایفا می نمود ریخت.
ازین پس اتفاقی که رخ خواهد داد.این است:
1- مکرون از رژیم خواهد خواست.نظرات ترامپ را بپذیرد.که اگر پاسخ همانی باشد که ظریف داد. بلافاصله زمینه سازی های لازم برای اقدامات بعدی را در تحقق خواست های ترامپ فراهم خواهد ساخت.
2-طی این چهار ماه،اعمال و رفتار رژیم،هم در داخل و هم در منطقه و جهان بشدت تحت کنترل و زیر ذره بین و میکروسکوپ،قرار خواهد گرفت.اگر قریب به چهار هزار نفری که طی قیام ملی اخیر دستگیر شدند،بلافاصله و طی روز های آینده ،آزاد نشوند.یا در اثر شکنجه ،اعترافاتی ازین دستگیر شدگان بگیرند.(رهبر گفته اینها عمال خارجی اند و شکنجه کنندگان در پی اعتراف این موضوع جعلی و غیر واقعی هستند).یا به آمار کشته شدگان در زندان به بهانه خود کشی و غیره افزوده شود.یا اینترنت و وسائل ارتباط دیجیتالی مردم بشکل سابق بر نگردد.یا کماکان با تشدید اختناق و سکوت گورستانی و حکومت نظامی اعلام نشده در ایران ادامه دهند.یا اگر قیام دیگری شکل گرفت باز هم آنرا به ضرب اسلحه ،سرکوب کنند.نمره عدم قبولی را از مکرون که درخواست کننده و مجاب کننده ترامپ باین تمدید چهار ماهه بوده دریافت کنند.یا شروط ترامپ در رعایت حقوق بشر وعدم دخالت در منطقه وقطع برنامه موشکی،تحقق نیابد.در نتیجه با معدل و مخرج مشترک صفر در انجام این تعهدات (شروط ترامپ طی این مدت که از فردای صدور بیانیه ترامپ آغاز شده) حربه نهایی را به مکرون میدهد.که دوستان اروپایی اش را مجاب کند به تیم ترامپ به پیوندند .که خود مکرون قبل از همه عضو آن خواهد بود. باین ترتیب،تاریخ در حال تکرار در روابط آمریکا و اروپا،علیه تروریسم دیگری ست.بوش بعد از 11 سپتامبر از متحدین اروپایی اش خواست.با آمریکا علیه تروریسم همکاری کنند(یا با ما هستید یا با تروریست ها ) که اروپا سرانجام در حمله به طالبان و صدام به آمریکا پیوست.

چرا پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج میبرند، داشتن یک دستبند مسی را توصیه میکنند

 

درد

دستبند مسی

معروف است که پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج میبرند، داشتن یک دستبند مسی را توصیه میکنند و دلیل این امر را هم کمبود یونهای مسی در خون ذکر میکنند که با تماس دستبندهای مسی با پوست بخشی از این کمبود جبران شده و از درد مفاصل کاسته میشود.
از سوی دیگر محققین، یکی از علتهای بروز بیماری آلزیمر را رسوب یونهای آلومینیوم در مغز عنوان میکنند.
تا چند دهه پیش، مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصاً خورشت و آش از قابلمههای مسی استفاده میکردند و یک کفگیر آهنی داشتند به نام حسوم که موقع پخت غذا دائم درون آن قرار میگرفت …
هیچکس نمیدانست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار بگیرد، فقط میدانستند برای پخت غذا خیلی لازم میباشد.

داستان از این قراره که بدن (مخصوصاً مغز) برای سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک و کورتیزول به ٦ میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن.

کمبود یون مس باعث میشه شما دائم احساس رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و مدام دهندره کنید. در ضمن هیچ کارخانه داروئی نمیتونه از یون یک عنصر برای شما قرص تهیه کنه … و اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به خورد شما میدهند شامل مولکول آهن هستش که برای بدن هیچ کاربردی نداره.

ولی تا این جا بدونید که غذا موقع پخت در درون قابلمه مسی، از یون آزاد شده این ظرف استفاده میکند و در بدن شما فوقالعاده احساس نشاط و انرژی ایجاد میکنه دیگه از اون دهندرگی و خمیازه و کسالت خبری نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی میشود.

دستبند مسی4دستبندمسی2

ولی یک دفعه توی دهه ٥٠ از این نون خشکیها اومدند و داد میزدند (قابلمه مسی ……. کفگیر آهنی خریداریم …) و با یک قیمت مناسب این قابلمهها را خریدند و به جاش قابلمه آلمینیومی میدادند که بهش میگفتند روحی. هیچکس توی اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی کجا قراره بره؟

بعدش هم که الان ظرفهای استیل و تفلون و این مزخرفات اومده که مدعی هستند غذا توش زود میپزه و به کف ظرف نمیچسبه. ولی مردم ما خبر ندارند که همین یونهای مضر در این ظروف عامل سرطان هستند و به راحتی یون سرب و آلمینیوم و … میتونند در جا، یک کودک ٦ ماهه را ظرف یک سال به بیماریهای کمبود خونی و سرطان و یک فرد بزرگسال را در طی ٥ سال به بیماریهای کبدی و خونی و طحال دچار کند و بعدش هم سرطان.

به همه دوستان پیشنهاد میکنم حتماً برای پخت غذا (مخصوصاً غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و کفگیر آهنی استفاده کنند. حداقل برای یک بار هم شده تا ظرف سه روز اثر آن را روی بدن خودتون ببینید.

حالا جالبه توی شمال ایران موقع پخت خورشت (مخصوصاً فسنجون) یک تیکه آهن یا نعل اسب میاندازند وسط خورشت تا حسابی رنگ بگیره … این کار باعث آزاد شدن یونهای آهن و سلامتی بدن میشود. اگر دقت کنید مردم مازندران و گیلان تقریباً در حد صفر دچار بیماریهای خونی و سرطان خون میشوند.

لطفا براي ارتقا سلامتي جامعه اين پيام را براي همه دوستانتان به اشتراک بگذارید . شايد گام كوچكي در اين راه باشد و فرهنگ مصرف مان اصلاح گردد…!

دستبند4

 فواید خرما
ﺧﺮﻣﺎ ﻭ ﺑﺎﺩﺍﻡ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ، ﭼﺮﺍ؟؟؟
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ 10 ﺍﻟﯽ 15 ﺗﺎ ﻣﻐﺰ ﺑﺎﺩﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ 3 ﺍﻟﯽ 5 عدد ﺧﺮﻣﺎ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺗﺎ آﺧﺮ ﻋﻤﺮﺵ ﻧﻪ ﺳﺎﯾﺪﮔﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺳﺮﺍغش می آید ﻧﻪ آﺭﺗﺮﺯ مي ﮔﯿﺮﺩ، ﺧﺮﻣﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻭﯾﺘﺎﻣﯿﻦD ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺬﺏ ﮐﻠﺴﯿﻢ موجود در بادام مفيد است ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻫﺎ ي ديگر خرما ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﺘﺎﺳﯿﻢ ﺍﺳﺖ لذا ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻟﺒﻨﯿﺎﺕ، ﺧﺮﻣﺎ ﻭ ﺑﺎﺩﺍﻡ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻫﺎﯼ ديگر ﺑﺎﺩﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ روزانه از آنﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ميﮐﻨﻨﺪ براحتي ﻋﺼﺒﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ.

@itshouldbesaid

« Older entries