سرزمین من , سرودی کوروشی، پیش کش به کوروشیان / مازیار قویدل

%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4

سر زمين من، نازنين من
سر زمين مهـر، آفرين من
فرت فره ی ايزدی
نامت نامه ی بخـــردی
جامت، جامه ی عاشقان است
دور از چشم اهريمنان
مانی خرم و جاودان
از تو شور و شادی روان است
سر زمين من، نازنين من
سر زمين مهـر، آفرين من

ز کورش ات روشنا همه جهان
شد از خرد آشکار همه نهان
چو سر زد از کوی تو روشنی
بهينــه شـد پهنــه ی آسمان

به هر کجا مهـر تو شده روان
ز مهـر تو پير دل شده جوان
شده جوان يک جهان جان ما
به هر کجا مهر تو شده روان
ز مهر تو پير دل شده جوان
شده جوان يک جهان جان ما
شده جوان يک جهان جان ما

تـرانه های جـوی تو
شکفتـه در سبـوی تو
ز هـر کرانه تا کران
خوشا که توسن خـرد
تو را به هر کجا برد
روان به فـر هـر زبان

گر اهـرمن با تو کرد نگه افسونگری
رها کنی بند و تا به بـن خـود بنگری
فروع و خورشيدی و به همه پرتو آوری
فروع و خورشيدی و چو سه پرتو آوری

گر اهـرمن با تو کرد نگه افسونگری
رها کنی بند و تا به بـن خـود بنگری
فروع و خورشيدی و به همه پرتو آوری
فروع و خورشيدی و به همه پرتو آوری(فروغ خورشيدی و چو شه پرتو آوری).

چو سر زند باز از کوی تو
تــرانه ی روشـن خـوی تو
ز جوشش ات شورش اهـرمن
به ذره ای بر نتابد به تن

شکوه تو گوهـر سروری
دوباره سر دهد که شور گستری
شکوه تو گوهـر سروری
دوباره سر دهد به داد گستری

جـان جـوانی، بهــرم تـوانی، فـرخنـده جـانی، آسـوده مـانی بـر آسمان
اِی جـــاودانی؛ ای يــادگـــارِ فــرکيـــانی، پاينـــده مانــی تــا جـــاودان

ترانه های جوی تو
شکفته در سبوی تو
ز هر کرانه تا کران
خوشا که توسن خرد
تو را به هر کجا برد
روان به فـر هر زبان

اميــد مـن ميهنــم
سـرود جان و تنم
چو آرش ات جان خود
به پای تو افکنــم

مازيار قويدل
سوئد، شهريورماه 3745 زرتشتی
2566 شاهنشاهی
2007 ترسايی
1386 اسلامی

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: